فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قتل ترحمی

die Sterbehilfe جمع: die Sterbehilfen اسم

اسم

  • قتل ترحمی
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرگ برای رفع رنجمَرگ بَرایِ رَفعِ رَنجتأییدنشده
  • یوتانازیتأییدنشده

دستور زبانِ Sterbehilfe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Sterbehilfe
جمع
die Sterbehilfen
تلفظ
[ˈʃtɛʁbəˌhɪlfə]
همهٔ صورت‌ها
  • Sterbehilfenحالت نهادی، جمع
  • Sterbehilfenحالت اضافی، جمع
  • Sterbehilfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sterbehilfenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها