فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بستر مرگ

تأییدنشده

das Sterbebett جمع: die Sterbebetten اسم

اسم

  • بستر مرگبَستَرِ مَرگتأییدنشده

دستور زبانِ Sterbebett

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Sterbebettes, des Sterbebetts
جمع
die Sterbebetten
تلفظ
[ˈʃtɛʁbəˌbɛt]
همهٔ صورت‌ها
  • Sterbebettenحالت نهادی، جمع
  • Sterbebettesحالت اضافی، مفرد
  • Sterbebettsحالت اضافی، مفرد
  • Sterbebettenحالت اضافی، جمع
  • Sterbebetteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sterbebettenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sterbebettenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

auf dem Sterbebett liegen

در بستر مرگ خوابیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها