فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استاتهاودر

تأییدنشده

der Statthalter جمع: die Statthalter اسم

اسم

  • استاتهاودرتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نایب منابنایِبِ مَنابتأییدنشده

دستور زبانِ Statthalter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Statthalters
جمع
die Statthalter
تلفظ
[ˈʃtatˌhaltɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Statthaltersحالت اضافی، مفرد
  • Statthalternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Gott ist überall, außer in Rom, denn da hat er seinen Statthalter.

خدا همه جاست، غیر از رم، زیرا آنجا یک فرماندار دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1946993), cojiluc (fa #9952612), tatoeba.org
منابع و مجوزها