استاندارد
اسم
- استاندارد
- معیار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شاخص
دستور زبانِ Standard
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Standards
- جمع
- die Standards
- تلفظ
- [ˈstandaʁt], [ˈʃtandaʁt]
همهٔ صورتها
- Standards
- Standards
- Standards
- Standards
- Standards
مثالها
Seine Leistung entspricht nicht dem Standard.
عملکردش با معیار متعارف مطابقت ندارد.
Standards gibt es, weil nicht alles Standard ist.
استاندارد وجود دارد چون همه چیز استاندارد نیست.
Sie sagen, dass unser Haus zu klein ist für westliche Standards.
آنها می گویند بر طبق استانداردهای غربی خانه ما بسیار کوچک است.