فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خار

xâr[xɒːɹ]

der Stachel جمع: die Stacheln اسم

اسم

  • خارxâr[xɒːɹ](جانورشناسی)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیغtiġ[t̪ʰiːɢ̥]تأییدنشده
  • نیشniš(pointed portion of an insect)تأییدنشده

دستور زبانِ Stachel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Stachels
جمع
die Stacheln
تلفظ
[ˈʃtaxl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Stachelnحالت نهادی، جمع
  • Stachelsحالت اضافی، مفرد
  • Stachelnحالت اضافی، جمع
  • Stachelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Stachelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Es gibt keine Rosen ohne Stacheln.

هیچ گلی بدون خار نیست.

Der Honig ist nicht weit vom Stachel.

انگبین دور از نیش نیست.

Weißt du, warum die Kaktusse Stacheln haben?

می‌دانی چرا کاکتوس‌ها خار دارند؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #523487), cojiluc (fa #7771066), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2025141), cojiluc (fa #12783853), tatoeba.org
  3. ۳: brauchinet (de #3586231), cojiluc (fa #7771069), tatoeba.org
منابع و مجوزها