تف
tof, taf[t̪ʰof][t̪ʰæf]
اسم
- تف
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آبدهن
- بفچ
دستور زبانِ Spucke
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Spucke
- تلفظ
- [ˈʃpʊkə]
مثالها
dem läuft die Spucke aus Gier
آب از لب و لوچه اش راه می افتد
tof, taf[t̪ʰof][t̪ʰæf]
dem läuft die Spucke aus Gier
آب از لب و لوچه اش راه می افتد