سخنگو
soxangu[so.xæŋ.ɡuː(j)]
اسم
- سخنگو
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سخنران
- گوینده
- ناطق
دستور زبانِ Sprecher
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Sprechers
- جمع
- die Sprecher
- تلفظ
- [ˈʃpʁɛçɐ]
همهٔ صورتها
- Sprechers
- Sprechern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Sprecher schlug mit der Faust auf den Tisch.
سخنران با مشت بر میز کوبید.
Aufmerksam zuhören ist das beste Kompliment für den Sprecher.
با توجه گوش دادن بهترین تمجید برای گوینده است.
Jedem Sprecher wurden fünf Minuten zugestanden.
به هر سخنران پنج دقیقه اختصاص داده شد.