فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طعنه

تأییدنشده

ta'ne[t̪ʰæʔ.né]

der Spott اسم

اسم

  • طعنهta'neطَعنه[t̪ʰæʔ.né]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تمسخرtamasxorتَمَسخُر[t̪ʰæ.mæs.xóɹ]تأییدنشده
  • فحشfohšفُحش[foɦʃ]تأییدنشده
  • سخریهسُخریهتأییدنشده
  • هزل گوئیهَزل گوئیتأییدنشده

دستور زبانِ Spott

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spottes
تلفظ
[ʃpɔt]
همهٔ صورت‌ها
  • Spottesحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

In Spott und Spiel sagt man oft die Wahrheit.

در شوخی و بازی آدم اغلب واقعیت را می‌گوید.

man bedachte ihn mit Spott

یک مشت متلک بارش کرده بود

sie machten ihn zur Zielscheibe ihres Spottes

اورا در معرض تمسخر قرار دادند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5006961), cojiluc (fa #8133003), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها