ورزشکار
varzeškâr
اسم
- ورزشکار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ورزشی
دستور زبانِ Sportler
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Sportlers
- جمع
- die Sportler
- تلفظ
- [ˈʃpɔʁtlɐ]
همهٔ صورتها
- Sportlers
- Sportlern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Manche Sportler schwitzen mehr als andere.
بعضی از ورزشکاران بیشتر از دیگران عرق میکنند.
Ich bin ein schlechter Sportler.
من در ورزش کارکشته نیستم.