فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلاش

تأییدنشده

kallâš[kʰʲæl.lɒ́ːʃ]

der Spitzbube جمع: die Spitzbuben اسم

اسم

  • کلاشkallâšکَلاش[kʰʲæl.lɒ́ːʃ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آدم رذلآدَمِ رَذلتأییدنشده
  • جیب برجیب بُرتأییدنشده
  • حرامیحَرامیتأییدنشده
  • دغاdaġâدَغا[d̪æ.ɢɒː]تأییدنشده
  • دغابازدَغابازتأییدنشده

دستور زبانِ Spitzbube

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spitzbuben
جمع
die Spitzbuben
تلفظ
[ˈʃpɪt͡sˌbuːbə]
همهٔ صورت‌ها
  • Spitzbubenحالت نهادی، جمع
  • Spitzbubenحالت اضافی، مفرد
  • Spitzbubenحالت اضافی، جمع
  • Spitzbubenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Spitzbubenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spitzbubenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Spitzbubenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das sind alles die gleichen Spitzbuben

همه اش از آن آپاردیان

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها