جاسوسی
jâsusi[d͡ʒɒː.suː.síː]
اسم
- جاسوسی
دستور زبانِ Spionage
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Spionage
- تلفظ
- [ʃpioˈnaːʒə]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Sie wurde der Spionage verdächtigt.
او به جاسوسی مظنون بود.
jâsusi[d͡ʒɒː.suː.síː]
Sie wurde der Spionage verdächtigt.
او به جاسوسی مظنون بود.