فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جاسوس

jâsus[d͡ʒɒː.súːs]

der Spion جمع: die Spione اسم

اسم

  • جاسوسjâsus[d͡ʒɒː.súːs](person who secretly watches)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چشمی(hole)تأییدنشده

دستور زبانِ Spion

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spions
جمع
die Spione
تلفظ
[ʃpiˈoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Spioneحالت نهادی، جمع
  • Spionsحالت اضافی، مفرد
  • Spioneحالت اضافی، جمع
  • Spionenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spioneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich bin kein Spion.

من جاسوس نیستم.

Ich bin ein Spion.

من جاسوس هستم.

Ich bin Spion.

من جاسوس هستم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er wird als Spion betrachtet

او جاسوس بحساب می آید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pne (de #4511366), Adelpa (fa #13466285), tatoeba.org
  2. ۲: maaster (de #6590544), Adelpa (fa #13466283), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8810689), Adelpa (fa #13466283), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها