فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تار عنکبوت

تأییدنشده

die Spinnwebe جمع: die Spinnweben اسم

اسم

  • تار عنکبوتتارِ عَنکَبوت(net-like construct of a spider)تأییدنشده

دستور زبانِ Spinnwebe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Spinnwebe
جمع
die Spinnweben
تلفظ
[ˈʃpɪnˌveːbə]
همهٔ صورت‌ها
  • Spinnwebenحالت نهادی، جمع
  • Spinnwebenحالت اضافی، جمع
  • Spinnwebenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spinnwebenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Fenster waren mit Spinnweben verhangen.

پنجره ها با تار عنکبوت پوشیده شده بودند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7007996), manelie (fa #12879408), tatoeba.org
منابع و مجوزها