فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ریسندگی

das Spinnen اسم

اسم

  • ریسندگیریسَندِگی(Herstellung von Garn)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غزالیغَزالی(von Wolle)تأییدنشده

دستور زبانِ Spinnen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Spinnens
تلفظ
[ˈʃpɪnən]
همهٔ صورت‌ها
  • Spinnensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Dieser Dschungel ist voller Schlangen und Spinnen.

این جنگل پر از مار و عنکبوت است.

Ich habe Angst vor Spinnen.

عنکبوتها مرا می ترساند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die meisten Spinnen weben Netze.

بیشتر عنکبوتها، تار می بافند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #7545884), cojiluc (fa #7850170), tatoeba.org
  2. ۲: Dejo (de #739304), manelie (fa #12820327), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #6991175), manelie (fa #12186628), tatoeba.org
منابع و مجوزها