فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گره دوسرطناب

تأییدنشده

der Spierenstich جمع: die Spierenstiche اسم

اسم

  • گره دوسرطنابتأییدنشده

دستور زبانِ Spierenstich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spierenstichs, des Spierenstiches
جمع
die Spierenstiche
تلفظ
[ˈʃpiːʁənˌʃtɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • Spierenstichحالت نهادی، مفرد
  • Spierensticheحالت نهادی، جمع
  • Spierenstichsحالت اضافی، مفرد
  • Spierenstichesحالت اضافی، مفرد
  • Spierensticheحالت اضافی، جمع
  • Spierenstichحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Spierenstichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spierenstichحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Spierensticheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها