فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کنسول بازی

تأییدنشده

die Spielkonsole جمع: die Spielkonsolen اسم

اسم

  • کنسول بازیتأییدنشده

دستور زبانِ Spielkonsole

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Spielkonsole
جمع
die Spielkonsolen
تلفظ
[ˈʃpiːlkɔnˌzoːlə]
همهٔ صورت‌ها
  • Spielkonsoleحالت نهادی، مفرد
  • Spielkonsolenحالت نهادی، جمع
  • Spielkonsoleحالت اضافی، مفرد
  • Spielkonsolenحالت اضافی، جمع
  • Spielkonsoleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Spielkonsolenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Spielkonsoleحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Spielkonsolenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها