فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بازیکن

bâzikon[bɒː.ziː.kʰón]

der Spieler جمع: die Spieler اسم

اسم

  • بازیکنbâzikonبازیکُن[bɒː.ziː.kʰón](one who plays any game or sport)(Sport)
  • قماربازقُمار باز(gambler)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ورزشکارvarzeškârوَرزِشکار(Sport)تأییدنشده
  • بزیگربَزیگَر(Sport)تأییدنشده
  • گیمر(person who plays video games)تأییدنشده

دستور زبانِ Spieler

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spielers
جمع
die Spieler
تلفظ
[ˈʃpiːlɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Spielersحالت اضافی، مفرد
  • Spielernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Er wechselte den verletzten Spieler aus.

او بازیکن آسییب دیده را جایگزین کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ähnlich einem behenden Spieler

بسان بازیگری چیره دست

ähnlich einem flinken Spieler

بسان بازیگری چیره دست

der Spieler hat eine Sperre für das nächste Spiel

بازی کن ممنوعیت از شرکت در بازی بعدی دارد

Er ersetzte den verletzten Spieler.

او بازیکن آسییب دیده را جایگزین کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #452579), manelie (fa #12834940), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: al_ex_an_der (de #1021582), manelie (fa #12834940), tatoeba.org
منابع و مجوزها