فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بارانک اهلی

تأییدنشده

der Speierling جمع: die Speierlinge اسم

اسم

  • بارانک اهلیتأییدنشده

دستور زبانِ Speierling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Speierlings
جمع
die Speierlinge
تلفظ
[ˈʃpaɪ̯ɐlɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Speierlingحالت نهادی، مفرد
  • Speierlingeحالت نهادی، جمع
  • Speierlingsحالت اضافی، مفرد
  • Speierlingeحالت اضافی، جمع
  • Speierlingحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Speierlingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Speierlingحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Speierlingeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها