فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تراشه

tarâše[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃé]

der Span جمع: die Späne اسم

اسم

  • تراشهtarâšeتَراشه[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃé](small piece broken off)

دستور زبانِ Span

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Spans, des Spanes
جمع
die Späne
تلفظ
[ʃpaːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Späneحالت نهادی، جمع
  • Spansحالت اضافی، مفرد
  • Spanesحالت اضافی، مفرد
  • Späneحالت اضافی، جمع
  • Spaneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Spänenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Späneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها