فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اختلاف

تأییدنشده

extelâf[ʔex.t̪ʰe.lɒ́ːf]

die Sorte جمع: die Sorten اسم

اسم

  • اختلافextelâfاِختِلاف[ʔex.t̪ʰe.lɒ́ːf](specific variation of something)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واریته گیاهی(قانون)تأییدنشده
  • تیپtip[t̪ʰiːpʰ](type, race, category)تأییدنشده
  • جورjur[d͡ʒuːɹ](type)تأییدنشده
  • قسمġasam, ġesm[qæ.sæm][qesm](type)تأییدنشده
  • نوعnow'[nówʔ](type)(type, race, category)تأییدنشده
  • گونهgune[ɡ̥uː.ne](type, race, category)تأییدنشده

دستور زبانِ Sorte

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Sorte
جمع
die Sorten
تلفظ
[ˈzɔʁtə]
همهٔ صورت‌ها
  • Sortenحالت نهادی، جمع
  • Sortenحالت اضافی، جمع
  • Sortenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sortenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Was für eine Sorte Vogel ist das?

این چه نوع پرنده‌ای است؟

er war von der Sorte Mensch

او از آن قماش انسانها بود

er gehört nicht zu der Sorte von Mensch

او از این آدمیها نیست

er war einer von der schlimmsten Sorte

او از آن قرمساقها بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #905659), cojiluc (fa #10780570), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها