فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آفتاب‌زدگی

تأییدنشده

der Sonnenstich جمع: die Sonnenstiche اسم

اسم

  • آفتاب‌زدگیآفتاب زَدِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Sonnenstich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sonnenstiches, des Sonnenstichs
جمع
die Sonnenstiche
تلفظ
[ˈzɔnənˌʃtɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • Sonnenstichحالت نهادی، مفرد
  • Sonnensticheحالت نهادی، جمع
  • Sonnenstichesحالت اضافی، مفرد
  • Sonnenstichsحالت اضافی، مفرد
  • Sonnensticheحالت اضافی، جمع
  • Sonnenstichحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sonnensticheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sonnenstichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sonnenstichحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Sonnensticheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها