خورشید
xoršid[xoɹ.ʃíːd̪̥]
اسم
- خورشید
- آفتاب
- شمس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خور
- ستاره
دستور زبانِ Sonne
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Sonne
- جمع
- die Sonnen
- تلفظ
- [ˈzɔnə]
همهٔ صورتها
- Sonnen
- Sonnen
- Sonnen
- Sonnen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
In meinem Land geht die Sonne niemals unter.
در سرزمین من خورشید هرگز غروب نمیکند.
Ich lief in Richtung der Sonne.
من در جهت خورشید دویدم.
Am Himmel gibt es nicht zwei Sonnen.
در آسمان دو خورشید وجود ندارد.
Die Erde dreht sich in vierundzwanzig Stunden um sich selbst und in dreihundertfünfundsechzig Tagen um die Sonne.
زمین در بیست و چهار ساعت دور خود میچرخد و در سیصد و شصت و پنج روز دور خورشید میچرخد.
Die Sonne sendet ihre Strahlen zur Erde.
خورشید پرتوهایش را به زمین میفرستد.
Es gibt Hähne, die glauben, die Sonne sei aufgegangen, weil sie gekräht haben.
خروسهایی وجود دارند که میپندارند چون قوقولی قوقول کردهاند، خورشید طلوع کرده است.
Jupiter ist der einzige Planet des Sonnensystems, dessen gemeinsamer Schwerpunkt mit der Sonne außerhalb derselben liegt.
مشتری تنها سیارهٔ منظومهٔ شمسی است که مرکز ثقل مشترک آن با خورشید در خارج از آن قرار دارد.
Die Sonne verdunkelt die Helligkeit der anderen Sterne.
خورشید درخشندگی دیگر ستارگان را تار میکند.
Die Sonne scheint nicht für sich selbst.
خورشید برای خودش نمیدرخشد.
1633: Dass sich die Erde um die Sonne dreht, ist nur eine Verschwörungstheorie.
۱۶۳۳: اینکه زمین دور خورشید میچرخد فقط یک تئوری توطئه است.