کاناپه
kânâpe[kʰɒː.nɒː.pʰé]
اسم
- کاناپه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مبل راحتی
- تخت
- نیمکت
- سوفا
دستور زبانِ Sofa
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Sofas
- جمع
- die Sofas
- تلفظ
- [ˈzoːfa]
همهٔ صورتها
- Sofas
- Sofas
- Sofas
- Sofas
- Sofas
مثالها
Tom schläft auf dem Sofa.
تام روی کاناپه خوابیده است.
Er lag auf einem Sofa, die Augen geschlossen.
او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته.
abgebrochene Federn stachen durch das Sofa
فنرهای درب و داغون از کاناپه بیرون زده بودند