فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سقنقور

تأییدنشده

der Skink جمع: die Skinke اسم

اسم

  • سقنقور(lizard)تأییدنشده

دستور زبانِ Skink

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Skinks, des Skinkes
جمع
die Skinke
تلفظ
[skɪŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • Skinkeحالت نهادی، جمع
  • Skinksحالت اضافی، مفرد
  • Skinkesحالت اضافی، مفرد
  • Skinkeحالت اضافی، جمع
  • Skinkenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Skinkeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها