فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چوب اسکی

der Ski جمع: die Ski, die Skier اسم

اسم

  • چوب اسکی
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اسکیeski(one of a pair of long flat runners designed for gliding over snow)(ski)تأییدنشده
  • پاچیلهpâčile(one of a pair of long flat runners designed for gliding over snow)تأییدنشده

دستور زبانِ Ski

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Skis
جمع
die Ski, die Skier
تلفظ
[ʃiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Skierحالت نهادی، جمع
  • Skisحالت اضافی، مفرد
  • Skierحالت اضافی، جمع
  • Skiernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Skierحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها