فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برای تشکیل جلسه دعوت کردن

تأییدنشده

Sitzung einberufen عبارت

عبارت

  • برای تشکیل جلسه دعوت کردنبَرایِ تَشکیلِ جَلَسه دَعوَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلسه را انعقاد کردنجَلَسه را اِنعِقاد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ Sitzung einberufen

عبارت

مثال‌ها

Für eine genauere Untersuchung der Angelegenheit wird das Direktorium heute eine Sitzung einberufen.

برای بررسی بیشتر موضوع، امروز هیات مدیره تشکیل جلسه خواهد داد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #8110002), AsliAbbasi (fa #918269), tatoeba.org
منابع و مجوزها