جا
jâ[d͡ʒɒː(j)]
اسم
- جا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نشیمنگاه
- جای
دستور زبانِ Sitz
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Sitzes
- جمع
- die Sitze
- تلفظ
- [zɪt͡s]
همهٔ صورتها
- Sitze
- Sitzes
- Sitze
- Sitze
- Sitzen
- Sitze
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht jeder weiche Stuhl eignet sich zum Sitzen.
نه هر صندلی نرمی مختص نشستن است.
Der eine gewinnt seine Nahrung mit Sitzen, der andre mit Laufen und Schwitzen.
یک نفر قوت خود را با نشستن بدست میآورد، دیگری با دویدن و عرق ریختن.
Er hat einen Sitz im Parlament.
او یک کرسی در مجلس دارد.
Das Europäische Parlament hat seinen Sitz in Straßburg.
مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ است.
auf dem Sitz wegrutschen
رو صندلی سر دادن