فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انحطاط اخلاقی

تأییدنشده

der Sittenverfall جمع: die Sittenverfälle اسم

اسم

  • انحطاط اخلاقیاِنحِطاطِ اَخلاقیتأییدنشده

دستور زبانِ Sittenverfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sittenverfalles, des Sittenverfalls
جمع
die Sittenverfälle
تلفظ
[ˈzɪtn̩fɛɐ̯ˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Sittenverfälleحالت نهادی، جمع
  • Sittenverfallesحالت اضافی، مفرد
  • Sittenverfallsحالت اضافی، مفرد
  • Sittenverfälleحالت اضافی، جمع
  • Sittenverfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Sittenverfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sittenverfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها