آوازخوانی
اسم
- آوازخوانی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خوانندگی
دستور زبانِ Singen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Singens
- تلفظ
- [ˈzɪŋən]
همهٔ صورتها
- Singens
مثالها
Könnten Sie bitte das Singen einstellen?
میتوانی آواز خواندن را متوقف کنی؟
Maria versuchte mit Singen eines Wiegenliedes Tom zu beruhigen.
مری تلاش کرد با خواندن یک لالایی تام را تسکین دهد.
er ist nicht zum Singen aufgelegt
او برای خواندن سر دماغ نیست
zur Musik, Singen veranlassen
به ترنم آوردن