فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دید

تأییدنشده

die Sichtweite جمع: die Sichtweiten اسم

اسم

  • دیدتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دورنمادورنَماتأییدنشده
  • فاصلهٔ دیدفاصِلهٔ دیدتأییدنشده
  • چشم رسچِشم رِستأییدنشده

دستور زبانِ Sichtweite

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Sichtweite
جمع
die Sichtweiten
تلفظ
[ˈzɪçtˌvaɪ̯tə]
همهٔ صورت‌ها
  • Sichtweitenحالت نهادی، جمع
  • Sichtweitenحالت اضافی، جمع
  • Sichtweitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Sichtweitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Dampfer ist jetzt außer Sichtweite.

کشتی بخار اکنون خارج از دید است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Dejo (de #757700), cojiluc (fa #12966099), tatoeba.org
منابع و مجوزها