فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

همخوابگی

تأییدنشده

der Sex اسم

اسم

  • همخوابگی(act of sexual intercourse)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سکسseks[sekʰʲs](sex)(act of sexual intercourse)تأییدنشده
  • آمیزش جنسیâmizeš-e jensiآمیزِش جِنسی[ʔɒː.miː.ze.ʃe d͡ʒen.siː](act of sexual intercourse)تأییدنشده

دستور زبانِ Sex

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sex, des Sexes
تلفظ
[sɛks]
همهٔ صورت‌ها
  • Sexesحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich hatte vor 2 Tagen Sex

آخرین نزدیکی من ۲ روز پیش بوده

Ich hatte seit langem keinen Sex

مدت زیادی است که نزدیکی نداشته ام

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
  2. ۲: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
منابع و مجوزها