فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صندلی

sandali[sæn̪.d̪æ.líː]

der Sessel جمع: die Sessel اسم

اسم

  • صندلیsandaliصَندَلی[sæn̪.d̪æ.líː](furniture)(chair)iran
  • کرسیkorsiکُرسی[kʰoɹ.síː](furniture)(chair)
  • صندلی راحتی(a comfortable chair)(chair with supports for the arms or elbows)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چوکی(furniture)(chair)دریتأییدنشده
  • صندلی راحتصَندَلیِ راحَتتأییدنشده

دستور زبانِ Sessel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Sessels
جمع
die Sessel
تلفظ
[ˈzɛsl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Sesselsحالت اضافی، مفرد
  • Sesselnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Hier ist ein bequemer Sessel, wo Sie sitzen können.

اینجا یک صندلی راحتی است، که می‌توانید روی آن بنشینید.

in den Sessel zurückfallen

یله شدن روی صندلی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1612265), cojiluc (fa #12733016), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها