فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خردل

xardal[xæɹ.d̪æl̥]

der Senf جمع: die Senfe اسم

اسم

  • خردلxardalخَردِل[xæɹ.d̪æl̥](condiment)(plant)(mustard)

دستور زبانِ Senf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Senfs, des Senfes
جمع
die Senfe
تلفظ
[zɛnf], [zɛɱf]
همهٔ صورت‌ها
  • Senfeحالت نهادی، جمع
  • Senfsحالت اضافی، مفرد
  • Senfesحالت اضافی، مفرد
  • Senfeحالت اضافی، جمع
  • Senfeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Senfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Senfeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها