فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

احقاق شخصی حق

تأییدنشده

die Selbsthilfe جمع: die Selbsthilfen اسم

اسم

  • احقاق شخصی حقتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خودیاریتأییدنشده

دستور زبانِ Selbsthilfe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Selbsthilfe
جمع
die Selbsthilfen
تلفظ
[ˈzɛlpstˌhɪlfə]
همهٔ صورت‌ها
  • Selbsthilfeحالت نهادی، مفرد
  • Selbsthilfenحالت نهادی، جمع
  • Selbsthilfeحالت اضافی، مفرد
  • Selbsthilfenحالت اضافی، جمع
  • Selbsthilfeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Selbsthilfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Selbsthilfeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Selbsthilfenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Selbsthilfe ist die beste Hilfe.

کمک به خود بهترین کمک است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #404722), cojiluc (fa #13079486), tatoeba.org
منابع و مجوزها