فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خودنگاره

تأییدنشده

das Selbstbildnis جمع: die Selbstbildnisse اسم

اسم

  • خودنگارهتأییدنشده

دستور زبانِ Selbstbildnis

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Selbstbildnisses
جمع
die Selbstbildnisse
تلفظ
[ˈzɛlpstˌbɪltnɪs]
همهٔ صورت‌ها
  • Selbstbildnisحالت نهادی، مفرد
  • Selbstbildnisseحالت نهادی، جمع
  • Selbstbildnissesحالت اضافی، مفرد
  • Selbstbildnisseحالت اضافی، جمع
  • Selbstbildnisحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Selbstbildnissenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Selbstbildnisحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Selbstbildnisseحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها