دریا
daryâ[d̪æɹ.jɒ́ː]
- جمع:
- die Seen
- حالت اضافی:
- des/der Sees, des/der See
۱Die See ist stürmisch.
دریاچه متلاطم است.
اسم
- دریا
- دریاچه
- بحر
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- دریااک
- دریاژه
- اقیانوس
- بحیره
- جهیل
دستور زبان See
اسم
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Sees, des/der See
- جمع
- die Seen
- خوانش
- [zeː]
همهٔ ریختها
- See
- Seen
- Sees
- Seen
- See
- Seen
- See
- Seen
- See
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Mit dem Bau des Staudamms wurde ein künstlicher See geschaffen, der ein ganzes Ökosystem zerstörte.
با ساخت سد یک دریاچهٔ مصنوعی ایجاد شد که کل اکوسیستم را نابود کرد.
۳Der künstliche See trocknet beim heißen Wetter aus.
دریاچهٔ مصنوعی در هوای گرم خشک شد.
۴Der See ist verschmutzt.
دریاچه آلوده است.
۱Die See ist stürmisch.
دریاچه متلاطم است.
۵Der See ist hier am tiefsten.
اینجا دریاچه ژرف است.
۶Wie tief ist dieser See?
عمق دریاچه چقدر است؟
۷Den See konnte Tom von seinem Standort aus nicht sehen.
تام نمی توانست از آنجایی که ایستاده بود، دریاچه را ببیند.
۸Diesen Sommer fahren wir in die Berge und an die See.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۹Ich weiß nicht, wie tief der See ist.
نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.
۱۰Geh und spring in den See.
برو بپر تو دریاچه.