شنا
šenâ[ʃe.nɒː]
اسم
- شنا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شنا کردن
- شناکردن انسان
- شنای آزاد
- شنای قورباغه
- شنای پروانه
- شنای کرال
- مختلط تیمی
- شناوری
دستور زبانِ Schwimmen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Schwimmens
- تلفظ
- [ˈʃvɪmən]
همهٔ صورتها
- Schwimmens
مثالها
Das Schwimmen im Fluss war mir ein Genuss.
شنا در رودخانه برای من یک لذت است.
Beobachte das Schwimmen der Fische im Wasser, und du wirst den Flug der Vögel in der Luft begreifen.
شنای ماهیان را در آب نظاره کن، و آنگاه تو پرواز پرندگان در هوا را درک خواهی کرد.
Er bekam beim Schwimmen einen Krampf.
او در هنگام شنا یک گرفتگی عضلانی پیدا کرد.
meine Unfähigkeit zu Schwimmen
شنا بلد نبودنم