فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شوت

šut

der Schuss جمع: die Schüsse اسم

اسم

  • شوتšut(launching of a ball or similar object toward a goal)(beim Fussball)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شلیکšellikشَلیک[ʃel.líːkʰʲ](result of launching a projectile)تأییدنشده
  • تیرtir[t̪ʰiːɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Schuss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schusses
جمع
die Schüsse
تلفظ
[ʃʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Schüsseحالت نهادی، جمع
  • Schussesحالت اضافی، مفرد
  • Schüsseحالت اضافی، جمع
  • Schusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

die Wohnung in Schuss bringen

مسکن را سر و سامان دادن

der Schuss ging daneben

تیر خطا رفت

ich goss ihm einen Schuss Alkohol ins Glas

تو لیوان یک پیک مشروب برای او ریختم

das Auto ist gut in Schuss

ماشین مرتب است

weit ab vom Schuss

دور از بگیر و ببند و جار و جنجال

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها