بدهی
bedehi[be.d̪e.ɦíː]
اسم
- بدهی
- دین
- قرض
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قرضه
- مسئولیت
دستور زبانِ Schulden
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- جمع
- die Schulden
- تلفظ
- [ˈʃʊldn̩]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Er wird mir nie meine Schulden erlassen.
او هرگز قرضهایم را نخواهد بخشود.
Er zahlte die Schulden inklusive Zinsen.
او وام دارای بهره پرداخت کرد.
Ihr solltet eure Schulden begleichen.
شما باید بدهی های خود را پرداخت
Sie sollten Ihre Schulden begleichen.
شما باید بدهی های خود را پرداخت