فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قراضه

تأییدنشده

ġorâze[qo.ɹɒː.zé]

der Schrott جمع: die Schrotte اسم

اسم

  • قراضهġorâzeقُراضه[qo.ɹɒː.zé](discarded objects)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ضایعاتضایِعاتتأییدنشده
  • آهن‌پارهآهَن پارهتأییدنشده
  • تفاله(Waste or impure matter)تأییدنشده
  • لوث(Waste or impure matter)تأییدنشده

دستور زبانِ Schrott

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schrottes, des Schrotts
جمع
die Schrotte
تلفظ
[ʃʁɔt]
همهٔ صورت‌ها
  • Schrotteحالت نهادی، جمع
  • Schrottesحالت اضافی، مفرد
  • Schrottsحالت اضافی، مفرد
  • Schrotteحالت اضافی، جمع
  • Schrotteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schrottenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schrotteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها