قراضه
تأییدنشده
ġorâze[qo.ɹɒː.zé]
der Schrott جمع: die Schrotte اسم
اسم
- قراضهġorâzeقُراضه[qo.ɹɒː.zé](discarded objects)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ضایعاتضایِعاتتأییدنشده
- آهنپارهآهَن پارهتأییدنشده
- تفاله(Waste or impure matter)تأییدنشده
- لوث(Waste or impure matter)تأییدنشده
دستور زبانِ Schrott
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Schrottes, des Schrotts
- جمع
- die Schrotte
- تلفظ
- [ʃʁɔt]
همهٔ صورتها
- Schrotteحالت نهادی، جمع
- Schrottesحالت اضافی، مفرد
- Schrottsحالت اضافی، مفرد
- Schrotteحالت اضافی، جمع
- Schrotteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Schrottenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Schrotteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها