فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نامه

تأییدنشده

nâme[nɒː.mé]

das Schreiben جمع: die Schreiben اسم

اسم

  • نامهnâme[nɒː.mé]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوشتنِوِشتتأییدنشده
  • نوشتننِوِشتَنتأییدنشده
  • کتابتکِتابَتتأییدنشده
  • نویسندگیnevisandegi[ne.viː.sæn̪.d̪e.ɡʲíː](process of representing a language)تأییدنشده

دستور زبانِ Schreiben

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Schreibens
جمع
die Schreiben
تلفظ
[ˈʃʁaɪ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Schreibenحالت نهادی، مفرد
  • Schreibenحالت نهادی، جمع
  • Schreibensحالت اضافی، مفرد
  • Schreibenحالت اضافی، جمع
  • Schreibenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schreibenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schreibenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schreibenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er ernährt sich mit Schreiben.

او با نویسندگی امرار معاش می‌کند.

Ihr geehrtes Schreiben

نامهٔ محترمهٔ شما

in Erwiderung Ihres Schreibens

در پاسخ نامهٔ شما

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3605540), cojiluc (fa #10738082), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها