فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترس

تأییدنشده

tars, tors[t̪ʰǽɹs]

der Schreck جمع: die Schrecke اسم

اسم

  • ترسtars, torsتَرس[t̪ʰǽɹs]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واکنش یکه خوردنتأییدنشده

دستور زبانِ Schreck

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schrecks, des Schreckes
جمع
die Schrecke
تلفظ
[ʃʁɛk]
همهٔ صورت‌ها
  • Schreckeحالت نهادی، جمع
  • Schrecksحالت اضافی، مفرد
  • Schreckesحالت اضافی، مفرد
  • Schreckeحالت اضافی، جمع
  • Schreckenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schreckeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Sorgen machen den Bart grau, Schreck und Trauer das Haar.

نگرانی ریشها را سفید می‌کند، وحشت و غم موها را.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5461379), cojiluc (fa #8487741), tatoeba.org
منابع و مجوزها