فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اثرزخم

die Schramme جمع: die Schrammen اسم

اسم

  • اثرزخم
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خراشxarâšخَراش[xæ.ɹɒ́ːʃ]تأییدنشده
  • زخمzaxmزَخم[zæxm]تأییدنشده
  • شخاشَخاتأییدنشده

دستور زبانِ Schramme

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Schramme
جمع
die Schrammen
تلفظ
[ˈʃʁamə]
همهٔ صورت‌ها
  • Schrammenحالت نهادی، جمع
  • Schrammenحالت اضافی، جمع
  • Schrammenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schrammenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها