فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کاکل

تأییدنشده

kâkol[kʰɒː.kʰól̥]

der Schopf جمع: die Schöpfe اسم

اسم

  • کاکلkâkolکاکُل[kʰɒː.kʰól̥](bei Vogel)تأییدنشده

دستور زبانِ Schopf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schopfs, des Schopfes
جمع
die Schöpfe
تلفظ
[ʃɔp͡f]
همهٔ صورت‌ها
  • Schöpfeحالت نهادی، جمع
  • Schopfsحالت اضافی، مفرد
  • Schopfesحالت اضافی، مفرد
  • Schöpfeحالت اضافی، جمع
  • Schopfeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schöpfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schöpfeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

die Gelegenheit beim Schopf ergreifen

فرصت را غنیمت شمردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها