فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زکام

تأییدنشده

das/der Schnupfen جمع: die Schnupfen اسم

اسم

  • زکامزُکامتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نزلهنَزلهتأییدنشده
  • آب ریزش بینی(condition of discharge of mucus from the nose)تأییدنشده

دستور زبانِ Schnupfen

اسم

جنس دستوری
das/der (خنثی، مذکر)
حالت اضافی
des Schnupfens
جمع
die Schnupfen
تلفظ
[ˈʃnʊp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Schnupfenحالت نهادی، مفرد
  • Schnupfensحالت اضافی، مفرد
  • Schnupfenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schnupfenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schnupfenحالت نهادی، جمع
  • Schnupfenحالت اضافی، جمع
  • Schnupfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schnupfenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich leide an einem leichten Schnupfen.

من یک سرما خوردگی خفیف گرفتم.

Was du hast, ist Schnupfen, nicht Grippe.

تو سرماخوردگی داری، نه آنفولانزا.

ich habe Schnupfen

نزله کردم

Meine Tochter bekam einen Schnupfen.

دخترم سرما خورده بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er bekommt Schnupfen

زکام می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3494862), cojiluc (fa #11918733), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1422963), cojiluc (fa #11918736), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: virgil (de #608503), mahdiye (fa #916325), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها