فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راه عبور

تأییدنشده

die Schneise جمع: die Schneisen اسم

اسم

  • راه عبورراهِ عُبورتأییدنشده

دستور زبانِ Schneise

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Schneise
جمع
die Schneisen
تلفظ
[ˈʃnaɪ̯zə]
همهٔ صورت‌ها
  • Schneiseحالت نهادی، مفرد
  • Schneisenحالت نهادی، جمع
  • Schneiseحالت اضافی، مفرد
  • Schneisenحالت اضافی، جمع
  • Schneiseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schneisenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schneiseحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schneisenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

jem., der eine Schneise schlägt

راه گشا

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها