فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بلور برف

die Schneeflocke جمع: die Schneeflocken اسم

اسم

  • بلور برف(crystal)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برف‌دانه(crystal)تأییدنشده

دستور زبانِ Schneeflocke

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Schneeflocke
جمع
die Schneeflocken
تلفظ
[ˈʃneːˌflɔkə]
همهٔ صورت‌ها
  • Schneeflockeحالت نهادی، مفرد
  • Schneeflockenحالت نهادی، جمع
  • Schneeflockeحالت اضافی، مفرد
  • Schneeflockenحالت اضافی، جمع
  • Schneeflockeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schneeflockenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schneeflockeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schneeflockenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

ich sah dicke Schneeflocken

دانه های پفی برف را دیدم

منابع و ارجاع‌ها