فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم مرغ بهم زن

تأییدنشده

der Schneebesen جمع: die Schneebesen اسم

اسم

  • تخم مرغ بهم زنتُخمِ مُرغ بِهَم زَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • همزن دستیتأییدنشده

دستور زبانِ Schneebesen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schneebesens
جمع
die Schneebesen
تلفظ
[ˈʃneːbeːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Schneebesenحالت نهادی، مفرد
  • Schneebesenحالت نهادی، جمع
  • Schneebesensحالت اضافی، مفرد
  • Schneebesenحالت اضافی، جمع
  • Schneebesenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schneebesenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schneebesenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schneebesenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها