حلزون
halazun[hæ.læ.zuːn]
اسم
- حلزون
- لیسک
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گوک
- اسکارگو
- قرقره حلزونی
- راب
- لیسه
دستور زبانِ Schnecke
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Schnecke
- جمع
- die Schnecken
- تلفظ
- [ˈʃnɛkə]
همهٔ صورتها
- Schnecken
- Schnecken
- Schnecken
- Schnecken
مثالها
Die Schnecke streckte ihre Fühler aus.
حلزون شاخکهایش را بلند کرد.
jem. zur Schnecke machen
کسی را تا حد شش در چهار کوچک کردن