فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جواهر

javâher[d͡ʒæ.vɒː.ɦéɹ]

der Schmuck جمع: die Schmucke اسم

اسم

  • جواهرjavâher[d͡ʒæ.vɒː.ɦéɹ](personal ornamentation)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زینتزینَت[ziː.næt̪ʰ]تأییدنشده
  • زیورآلاتزیوَرآلاتتأییدنشده
  • جواهرات(personal ornamentation)pluralتأییدنشده
  • زلم زیمبو(small, showy ornament, especially a piece of jewellery)تأییدنشده
  • آذینâzin[ʔɒː.ˈziːn](ornament, decoration)تأییدنشده
  • زیورzivar[ziː.væɹ](ornament, decoration)تأییدنشده

دستور زبانِ Schmuck

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schmuckes, des Schmucks
جمع
die Schmucke
تلفظ
[ʃmʊk]
همهٔ صورت‌ها
  • Schmuckeحالت نهادی، جمع
  • Schmuckesحالت اضافی، مفرد
  • Schmucksحالت اضافی، مفرد
  • Schmuckeحالت اضافی، جمع
  • Schmuckeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schmuckenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schmuckeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها